همهی ما کم و بیش کلمهی اسلام و ایمان و همچنین مسلمان و مومن را شنیدهایم و در زندگی روزانهی خود آنها را به کار میبریم.
در صورتیکه مایل هستید آخرین مطالب، اخبار، اطلاعیه
ها، نمونه سوالات و نشریات مجتمع را از طریق
ایمیل دریافت نمایید، در خبر نامه سایت مجتمع عضو شوید
:
مقدمه
همهی ما کم و بیش کلمهی اسلام و ایمان و همچنین مسلمان و مومن را شنیدهایم و در زندگی روزانهی خود آنها را به کار میبریم. یک سوره از قرآن «مومنون» و سورهای دیگر «مومن» نام دارد. در آیات اول سورهی مومنون نشانههایی از مومن بیان شده است و در آیات دیگری نیز با تعبیرهای مختلف آثار برجسته ایمان شمرده شده است. در سورهی مومن نیز یکی از نشانههای اصیل ایمان که فداکاری در راه حق و نترسیدن از اظهار حقیقت است با بیان حال یکی از قهرمانان آن که «مومن آل فرعون» لقب یافته ارائه شده است و منطق اساسی اهل حق و باطل در هر زمان در آن نمایان است. علاوه بر آیات قرآن احادیث قابل ملاحظهای دربارهی توضیح و تشریح اسلام و ایمان به ما رسیده است و در آنها علایم و نشانههای مومن به تعبیرهای متنوع یادآوری شده است. از جمله در کتاب اصول کافی که از کتب معتبر حدیث است یک باب مفصل (در حدود 400 صفحه) تحت عنوان «کتاب ایمان و کفر» ترتیب یافته است. مطلب حاضر قسمتی از بیانات حضرت علی (ع) امیرالمومنین در این موضوع است که آن را میخوانید. امید است این نوشتهها با کمال دقت مورد مطالعه قرار گیرد و هر یک به سهم خود بتوانیم خود را با آن منطبق و همآهنگ سازیم.
المومن هو الکیس الفطن، بشره فی وجهه و حزنه فی قلبه، لاحقود و لا حسود، لاوثاب و لاسباب، لاعیاب و لا مغتاب، حفی باهل المکسنتة، مرجو لکل کریهة، مامول لکل شدة، لاینطق بغیر صواب، و لا یلبس الا الاقتصاد، مشیه التواضع، اعماله لیس فیها غس و لاخدیعة، نظره عبرة، سکوته فکرة، لایهجر اخاه، و لایغتابه، و لایمکربه، لا یأسف علی ما فاته، لایرجو ما لایجوز له الرجاء، لایفشل فیالشدة، لایبطر فی الرخاء، یمزج الحلم بالعلم، یخالط الناس لیعلم، و یصمت لیسلم، یسأل لیفهم، لایتکلم لیتجبربه علی من سواه، بذول فی غیر سرف، لابختال، و لا بغدار، عون للضعیف، لایهتک سترا، و لا یکشف سرا، ان رای خیرا ذکره، و ان عاین شرا ستره، سهل الخلیقة رصین الوفاء استفهامه تعلم و مراجعته تفهم لایبخل و لایعجل لایضجر و لایبطر لایحیف فی حکمه، خالص الود، وثیق العهد، و فی العقد، قلیل الفضول، لایغلظ علی من دونه، لایخوض فیما لایعنیه، ناصر للدین، محام عن المومنین، کهف للمسلمین، لایطلع علی نصح فیذره، امین، یقبل العذر، مذکر للعالم، معلم للجاهل، کل سعی اخلص عنده من سعیه، عالم لعیبه، عون للقریب، ابّ للیتیم، تراه بعیدا کسله، لاصلف و لامتکلف عدل ان غضب، نفسه منه فی عناء والناس منه فی واحة لیس تباعده تکبرا و لاد نوه خدیعة، بل یقتدی من کان قبله من اهل الخیر، فهو امام لمن بعده من اهل البر.
مومن کیست؟ مومن کسی است که زیرک و با فراست باشد. خوشحال به نظر میرسد و اگر ناراحتی هم دارد به این و آن اظهار نمیکند. نه کینهورز است و نه حسود، نه به روی این و آن میپرد و اطرافیان را رنج میدهد و نه با سخنان ناسزا کسی را میرنجاند. نه عیبجوی مردم است و نه در پشت سر آنان بدگویی میکند. نسبت به درماندگان بسیار مهربان و دلسوز است. در هر مشکلی امید یاری از او هست و در هر سختی آرزوی کمک از او میشود. جز به راست سخن نمیگوید. زندگی و پوشاک او با رعایت اقتصاد و میانهروی است و طرز زندگی و راه رفتنش آمیخته با فروتنی است. در کارهای او مکر و زرنگی دیده نمیشود. نگاه کردن او آمیخته با عبرت گرفتن است و سکوت او آمیخته با فکر کردن است. از برادر خود (برادر دینی و همنوع) دوری و قهر نمیکند و پشت سر او بدگویی نمینماید و درصدد مکر و حقهبازی نیست. بر آنچه از دستش رفته تاسف نمیخورد و خود را ناراحت نمیسازد (بلکه از گذشته برای آینده استفاده میکند) و امید آنچه را نباید آرزو کند ندارد. در سختیها سستی به او دست نمیدهد و در آسایشها خود را فراموش نمیکند و مغرور نمیگردد. دانش و بردباری را با هم به کار میبردو با مردم آمیزش دارد تا دانش او زیاد شود. سکوت اختیار میکند تا از لغزشها سالم بماند و اگر در مقام پرسش برمیآید منظورش فهمیدن است. غرض او از سخن گفتن زورگویی و فخرفروشی و تحمیل به دیگران نیست. بسیار بخشنده است بدون اینکه اسراف (زیادهروی) کند، نه متکبر و خودخواه و خودفروش است و نه حیلهگر و مکار. یاور ضعیفان است، پردهی کسی را نمیدرد و آبروی آو را به خطر نمیاندازد، اسرار کسی را بر ملا نمیسازد و امین اسرار مردم است. اگر از کسی خوبی دید از آن یاد میکند و سپاسگزار است و اگر متوجه بدی کسی شد پردهپوشی میکند. رفتارش ملایم و در وفاداری سخت استوار است. اگر میپرسد مقصودش یاد گرفتن است نه آزار دادن و اگر دوباره مطلبی را بررسی میکند برای بهتر فهمیدن است. نه بخل میورزد و نه شتاب میکند. در سختیهای زندگی از دلتنگی بیتاب نمیشود و در خوشیها خود را فراموش نمیکند، در داوریهای خود. ظلم و جانبداری نمیکند و حق را میگوید. در دوستی خود خالص است، در پیمان خود محکم و پایدار است، در قراردادهای خود وفادار است. از کارهای زیادی و بیاثر تا حد امکان دوری میکند. به زیردستان خود سختگیری نمیکند. در اموری که به او مربوط نیست دخالتهای نامناسب نمیکند. یاری کنندهی دین است، طرفدار اهل ایمان است، پناهدهندهی مسلمین است. آنطور نیست که کسی را نیازمند پند و تذکر ببیند و بیتفاوت باشد (و او را به همان حال عیب و عقبماندگی رها سازد). امانتدار است. عذرپذیر است. به دانشمند یادآوری میکند و به نادان میآموزد. هر تلاشی را از کوشش خود خالصتر میبیند، (سعی میکند خالصانهتر تلاش نماید)، متوجه عیوب خویش است. یار و یاور کسانی است که با او نزدیکاند. نسبت به اطفال بیسرپرست به منزلهی پدر است. او را از کسالت و بیحالی دور میبینی (با نشاط کار میکند). لافزن نیست و دوست ندارد خوبی دیگران را به او نسبت دهند. زندگی را سخت نمیگیرد و خود و دیگران را به رنج نمیاندازد. اگر هم خشمناک شد از راه عدل منحرف نمیشود. حاضر است خود را به زحمت بیاندازد تا دیگران در آسایش باشند. اگر دوری میکند از روی کبر و خودخواهی نیست و اگر نزدیک میشود مقصود او مکر و نیرنگ و جاسوسی نیست. از روش اهل خیر که پیش از او زندگی میکردهاند پیروی میکند و بنابراین قابلیت آن را دارد که پیشوای نیکوکاران بعد از خویش قرار گیرد.
بهترین مطلب را انتخاب کنید 7387827- 0912 کد مطلب: J49003