مجتمع فرهنگی آموزشی علامه طباطبایی

 

    

مجتمع فرهنگی آموزشی علامه طباطبایی

سیاهچاله مو ندارد

مطالب و مقالات علمی : نجوم

مجتمع فرهنگی آموزشی علامه طباطبایی

 
 
 

     سیاهچاله مو ندارد

صفحه اول تماس  
 
         
 
مجتمع فرهنگی آموزشی علامه طباطبایی

 

   

  

در صورتیکه مایل هستید بصورت دوره ای اخبار، اطلاعیه ها، نمونه سوالات جدید، مطالب و مقالات علمی به email شما ارسال شود، مشخصات خود را وارد نمایید تا در سیستم خبرنامه مجتمع عضو شوید :

نام :
نام خانوادگی :
پست الکترونیک :

 

 

جستجوهای دیگران :

 دبیرستان | علامه | طباطبایی | دانش آموز | مدرسه | نخبگان | دانشگاه | کنکور | دانش آموزان | سوال | نمونه سوال | مقاله | علمی | آموزشی | راهنمایی | سوالات امتحانات نهایی | موفقیت | نتیجه کنکور سراسری

جستجوی پیشرفته با استفاده از Google

 

 

 
سیاهچاله مو ندارد
مشاهده نسخه ویژه چاپ از "سیاهچاله مو ندارد"
  کد مطلب : 1965

همه مطالب سایت مطالب و مقالات علمی نجوم

 

شکل بالا فضا نوردى را نشان مى دهد که در ساعت 57/59/11 روى یک ستاره در حال رمبش فرود مى آید و همانطور که ستاره براثر گرانش شدید آن که هیچ سیگنالى نمى تواند از آن بگریزد، تا زیر شعاع بحرانى منقبض شود  

 

در صورتیکه مایل هستید آخرین مطالب، اخبار، اطلاعیه ها، نمونه سوالات و نشریات مجتمع را از طریق ایمیل دریافت نمایید، در خبر نامه سایت مجتمع عضو شوید :


 شکل بالا فضا نوردى را نشان مى دهد که در ساعت 57/59/11 روى یک ستاره در حال رمبش فرود مى آید و همانطور که ستاره براثر گرانش شدید آن که هیچ سیگنالى نمى تواند از آن بگریزد، تا زیر شعاع بحرانى منقبض شود، فضانورد نیز به ستاره ملحق مى شود. فضانورد در فاصله هاى زمانى مشخص سیگنال هایى را از ساعت خود به فضاپیمایى که در حال چرخش دور ستاره است، ارسال مى کند. کسى که از فاصله دور به ستاره نگاه مى کند، هیچ وقت متوجه برخورد فضانورد با افق رویداد و ورودش بر سیاه چاله نمى شود. در عوض به نظر مى رسد که ستاره دقیقاً خارج از شعاع بحرانى قرار دارد و تصور مى شود ساعت موجود در سطح ستاره کند شده و نهایتاً متوقف مى شود.

 

این خواص سیاهچاله ها را که تاکنون تشریح کردیم هیچ مشکل مهمى را با موجبیت بر نمى انگیزد. زمان براى فضانوردى که درون سیاهچاله سقوط کرده و با تکینگى مواجه مى شود، به پایان مى رسد. به هرحال در نسبیت عام شخص مجاز است که زمان را در مکان هاى متفاوت با سرعت هاى مختلفى اندازه بگیرد. بنابراین مى توان با نزدیک شدن یک فضانورد به تکینگى به ساعتش سرعت بخشید. تا آنجا که وى حتى بتواند فاصله زمانى بى نهایت را اندازه بگیرد. در نمودار زمان- فاصله همه سطوح مقدار ثابت این زمان جدید در مرکز نمودار و زیر نقطه اى که تکینگى ظاهر مى شود، تجمع مى یابند. و اما در فضا زمان تقریباً تخت در فاصله هاى دور از سیاهچاله این مقدارها با اندازه گیرى هاى معمول از زمان مطابقت دارد. اگر تابع موج اولیه را بدانیم، مى توان این زمان را در معادله شرودینگر بکار برد و تابع موج زمان هاى بعد را به دست آورد. بنابراین هنوز هم موجبیت برقرار است. با این همه، این نکته هیچ ارزشى ندارد، زیرا در اواخر وقت قسمتى از تابع موج در درون سیاهچاله است که هیچ کس دیگرى که بیرون از آن است، نمى تواند آن را مشاهده کند. بنابراین ناظرى که آنقدر فهمیده است که خود را به درون سیاهچاله نیندازد، نمى تواند از معادله شرودینگر روبه گذشته استفاده کرده و تابع موج زمان هاى اولیه را به دست آورد. براى انجام این کار لازم است از قسمتى از تابع موج که درون سیاهچاله است آگاه شویم. این قسمت از تابع موج حاوى اطلاعاتى در مورد آن چیزهایى است که به درون سیاهچاله سقوط کرده اند. اطلاعات بالقوه بسیار زیادى در این مورد وجود دارد، زیرا سیاهچاله اى با جرم و سرعت چرخش خاص مى تواند از تعداد بسیار زیادى و مجموعه هاى متفاوتى از ذرات تشکیل شود؛ سیاهچاله به ماهیت جسمى که رمبیده و آن را به وجود آورده است، بستگى ندارند.

 

 جان ویلر از این نتیجه با عنوان «سیاهچاله مو ندارد» یاد کرد. براى فرانسویان این نکته فقط موید حدسشان بود. معضل موجبیت وقتى آغاز شد که من کشف کردم که سیاهچاله کاملاً سیاه نیست. همانطور که در فصل سوم دیدیم، نظریه کوانتوم بیان مى دارد که میدان ها حتى در جایى که خلاء نام دارد، نمى تواند کاملاً صفر باشد. اگر میدان ها صفر باشد، هم مقدار دقیق آن یعنى موقعیتش صفر است و هم میزان دقیق تغییرات آن، یعنى سرعت برابر صفر مى شود. این امر در تناقض با اصل عدم قطعیت است که مى گوید نمى توان همزمان موقعیت و سرعت را دقیقاً اندازه گرفت. در عوض تمام میدان ها باید داراى یک مقدار مشخصى از افت و خیز خلأ باشند (درست مثل آونگ فصل دوم که مى بایست داراى افت وخیز نقطه صفر باشد) افت و خیز خلأ را مى توان به چندین روش تفسیر کرد که متفاوت از یکدیگر به نظر مى رسند اما در اصل از لحاظ ریاضى یکسان هستند. از دیدگاه یک اثبات گر شخص مختار است تا از هر کدام از این تصویرها که براى مسئله موردنظر مفیدتر است، استفاده کند. در این مورد مفید است که افت وخیز خلأ را به عنوان زوج هایى از ذرات مجازى درنظر بگیریم که با هم در بعضى از نقاط فضازمان ظاهر شده، از هم جدا مى شوند و به یکدیگر برخورد کرده و یکدیگر را نابود مى کنند. «مجازى» یعنى این ذرات را نمى توان مستقیماً مشاهده کرد، اما آثار غیرمستقیم آنها را مى توان اندازه گرفت که این آثار به طور چشمگیرى با پیش گویى هاى نظرى مطابقت دارد . اگر سیاهچاله اى موجود باشد، یک ذره از این زوج ذرات ممکن است در سیاهچاله سقوط کند و ذره باقى مانده دیگر به فضاى بى نهایت بگریزد براى کسى که بسیار دور از سیاهچاله است، به نظر مى رسد ذره گریزان توسط سیاهچاله ساطع شده است. طیف سیاهچاله دقیقاً همانند طیفى است که از یک جسم داغ با دمایى متناسب با میدان گرانشى در افق- مرز- سیاهچاله انتظار داریم. به عبارت دیگر، دماى سیاهچاله به اندازه آن بستگى دارد. سیاهچاله اى که جرمش چند برابر جرم خورشید باشد، دمایى حدود یک میلیون درجه بالاى صفر مطلق دارد و سیاهچاله هاى بزرگ تر دمایشان حتى از این مقدار هم کمتر است.

 

بنابراین تمام تابش هاى کوآنتومى ناشى از چنین سیاهچاله هایى باید در تابش 7/2 درجه اى باقى مانده از انفجار بزرگ داغ (تابش پس زمینه کیهانى که در فصل دوم شرح دادیم) غوطه ور باشد.

 

 

منبع : www.hupaa.com - هوپا

 

 

جوانه اندیشه - نشریه دانش آموزان مجتمع فرهنگی آموزشی علامه طباطبایی روزنامه دیواری الف - ویژه دانش آموزان مجتمع فرهنگی - آموزشی علامه طباطبایی رهاورد - نشریه همکاران ما در مجتمع فرهنگی آموزشی علامه طباطبایی اندشه خانواده - ویژه اولیای دانش آموزان مجتمع فرهنگی - آموزشی علامه طباطبایی