|
سفر در طول زمان
ترجمهی جاهد رجبی دانشآموز پایهی سوم دبیرستان علامه طباطبایی (واحد آبشناسان)
چرا زمان به پیش میرود و به عقب باز نمیگردد؟ چرا ما دیروز، به یاد میآوریم نه فردا را؟
اینها، تنها دو پرسش از انبوه پرسشهایی است که در مورد زمان، ذهن ما را به خود، مشغول میکند. دانشمندان، به برخی نتایج دست یافتهاند، ولی همچنان، اسرار بسیاری برجای مانده است. در عالم، آرایش اجزا، با گذشت زمان، به هم ریختهتر و نامنظمتر میگردد. بدین ترتیب، به نظم میرسد جهت زمان، با تغییر از نظر به بینظمی هم راستا است.
«ترمودینامیک»، دربارهی گرما به تحقیق میپردازد. وقتی گرما، انتشار مییابد، حرکت اتمها و مولکولها هر چه بیشتر بینظم میگردد. از آنجا که مسئلهی گرایش طبیعی از نظم به بینظمی به موضوع انتشار گرما نیز ارتباط مییابد، اغلب آن را با نام «پیکان ترمودینامیکی زمان» میشناسند.
مغز انسان نیز از این گرایش، پیروی میکند. ما برای آن که به افکار خود نظم دهیم، به مغزمان انرژی میرسانیم؛ و این؛ یعنی؛ مغز، گرما از دست میدهد؛ پس میتوان گفت در مجموع، مغز بینظمی بیشتری را در جهان وارد میسازد، در نتیجه، مغز انسان نیز از پیکان ترمودینامیکیِ زمان، پیروی میکند. از اینجا، معلوم میشود که چرا میتوانیم گذشته را به یاد آوریم نه آینده را. دانشمندان همچنین به پیکان زمانی دیگری نیز توجه داشتهاند که آن را «پیکان کیهان شناختی» نامیدهاند که از انفجار بزرگ، که به نام مِهبانگ (Big Bang) مصطلح است، منشا گرفته است.
اینک، بیشتر دانشمندان میاندیشند که جهان، پانزده میلیارد سال پیش با یک انفجار عظیم که آن را مهبانگ نامیدهاند، آفریده شده است.گوی متراکم و فوقالعاده داغی بر اثر انفجار، به سرعت گسترش یافته، و همان طور که براثر انبساط، بزرگ و بزرگتر میشده، ستارگان و کهکشانها از ماده و انرژیِ درون آن، پدید آمدهاند.
جهان همچنان گسترش مییابد؛ و ممکن است دستکم، برای ده میلیارد سال دیگر، یا شاید برای همیشه به گسترش خود ادامه دهد. (برخی معتقدند انبساط جهان در ده میلیارد سال بعد، متوقف شده و اینبار، جهان شروع به انقباض میکند؛ در این صورت یک انفجار عظیم دیگر در پیش رو خواهد بود! این در حالی است که برخی دیگر بر این باورند که جهان تا ابد به انبساط خود ادامه خواهد داد.) این همان، پیکانِ کیهان شناختی است که جهتش با پیکان ترمودینامیکی، هم راستا است.
چنان که میدانیم، مهبانگ یا انفجار بزرگ، آغاز زمان است. این پرسش مهمل و بیمعنایی خواهد بود که آیا زمانی پیش از انفجار بزرگ وجود داشته است؟
چون در آن صورت، قوانین دانش بشری، در آن نقطه، نقض و شکسته میشوند. ما هیچ راهی برای پی بردن به این که آیا زمان، پیش از انفجار بزرگ وجود داشته است، نداریم. در واقع، اکنون بسیاری از دانشمندان میاندیشند که زمان به نقطهی آغاز، نیاز ندارد. آنان الگویی ریاضی ساختهاند که در آن، زمان، کمابیش مانند سطح یک کره، همچون کرهی زمین است. میتوان از هر نقطهای، مثلاً قطب شمال، سفر را آغاز کرد؛ ولی این سطح، هیچ نقطهی آغاز یا انجامی ندارد.
فضایی که در آن زندگی میکنیم، سه بُعد دارد: میتوانیم بالا و پایین، چپ و راست، جلو و عقب رویم. موقعیت ما با زمان نیز تغییر مییابد. از اینجا روشن میگردد که چرا زمان را «بعد چهارم» نامیدهاند. این چهار بعد بر روی هم «فضا- زمان» را تشکیل میدهند. راستاهای گوناگونی برای حرکت در فضا وجود دارد، ولی ظاهراً سفر در طول زمان، تنها یک راستا دارد: به سوی آینده!
بدین ترتیب، آیا سفر به گذشته، امکان پذیر است؟ مخالفتهای بسیاری با این موضوع شده است؛ با سفر به گذشته، امکان تأثیرگذاری روی حوادث آینده، پیش میآید؛ مثلاً، اگر کسی بتواند به گذشته سفر کند، میتواند از ازدواج والدین خود، جلوگیری کند؛ و این بدین معناست که هرگز به دنیا نخواهد آمد؛ از این رو، در وهلهی نخست، سفر خودش به گذشته، امکانپذیر نمیگردید! برخی میگویند: اگر سفر به گذشته، امکان داشت، کسی در آینده (در زمان پیشرفت بینهایت دانش) آن را کشف میکرد و به زمان ما سفر میکرد! ولی ما هرگز به کسی از آیندگان برنخوردهایم، پس چنین سفری باید ناممکن باشد. ظاهراً با چنین مثالهایی، پروندهی موضوع سفر به گذشته بسته شده است؛ ولی لزوماً چنین نیست! دانشمندانی که بر روی معادلاتِ نسبیت عام کار میکنند، به «دالانهایی» در فضا- زمان اشاره کردهاند که اصطلاحاً آنها را «کرم چاله» (Worm hole) نامیدهاند. کرم چالهها، دالانهایی هستند که دو بخش متفاوت از فضا- زمان (جای - گاه) را به هم متصّل میسازد.
برخی از دانشمندان اظهار میکنند که از کرمچالهها میتوان به صورت ماشینِ زمان استفاده کرد؛ ولی کرمچالهها تا به حال تنها مفاهیمی نظری بودهاند و هیچکس، یکی از آنها را نیافته است ولی از لحاظ نظری، وجود چنین دالانهایی امکانپذیر است و دانشمندان بر وجود این دالانها، اعتقاد دارند. کرمچالهها از لحاظ نظری، میتوانند تأثیرات «اتساع زمانی» پدید آورند. آنان میگویند تحت شرایط خاصی، شاید ممکن باشد که از نقطهای از فضا به نقطهی دیگر سفر کرد و از درون یک کرمچاله به نقطهی اول در زمان اندکی جلوتر از زمان ترک آن نقطه برگشت! ابعاد دهانههای چنین کرمچالههایی از ابعاد اتم، یا حتی ذراتریزتر مانند پروتون نیز، کوچکتر فرض میشود؛ بنابراین، هیچ مادهای نمیتواند از میانشان عبور کند! با وجود این، تا به حال، هیچکس یک کرمچاله را کشف نکرده، یا راهی برای ایجاد آن، نیافته است. اگر کرمچالهها به راستی وجود داشته باشند، احتمالاً بسیار ناپایدارند. عجالتاً باید بپذیریم که برای سفر در طول زمان، هیچ بلیط بازگشتی در دست نیست.!
برگرفته از: The Oxford childrens book of Science اثر: Stephen Pople , Charles Tayler
آماج خطر
جاهد رجبی دانشآموز پایهی سوم دبیرستان علامه طباطبایی واحد آبشناسان
آزردنِ آزرده، آخر چه هنر باشد در سینه، دلی دارم؛ غمدیده و بشکسته من، غرق در اندوهم، پُرسی زِ چه میخندم عمری شب و روزم از غم، در هجر رُخش، طی شد شب تا به سحرگاهان، از سینه کِشم آهی آگاه شود روزی، از حالِ دلِ زارم جاهد نرود هرگز، پایش پیِ مهرویان باغی که خزان گشته، آن را چه ثمر باشد؟! جامِ میِ بشکسته، ِکی مدِ نظر باشد؟! خندیدنِ من در غم، از گریه، بتر باشد عُمر منِ بیچاره، بیهوده هدر باشد در نالهی شبگیرم، دیگر چه اثر باشد؟! کز کالبُد جانم، در عزمِ سفر باشد! این رَه که تو پیمایی، آماجِ خطر باشد.
|