مجتمع فرهنگی آموزشی علامه طباطبایی

 

    

مجتمع فرهنگی آموزشی علامه طباطبایی

سرمقاله

نشریات : جوانه اندیشه : شماره 51

  جستجوی کامل

مجتمع فرهنگی آموزشی علامه طباطبایی

 
 
 

     سرمقاله

صفحه اول تماس  
 
         
 
مجتمع فرهنگی آموزشی علامه طباطبایی

 

   

  

در صورتیکه مایل هستید بصورت دوره ای اخبار، اطلاعیه ها، نمونه سوالات جدید، مطالب و مقالات علمی به email شما ارسال شود، مشخصات خود را وارد نمایید تا در سیستم خبرنامه مجتمع عضو شوید :

نام :
نام خانوادگی :
پست الکترونیک :

 

 

جستجوهای دیگران :

 دبیرستان | علامه | طباطبایی | دانش آموز | مدرسه | نخبگان | دانشگاه | کنکور | دانش آموزان | سوال | نمونه سوال | مقاله | علمی | آموزشی | راهنمایی | سوالات امتحانات نهایی | موفقیت | نتیجه کنکور سراسری

جستجوی پیشرفته با استفاده از Google

 
 
 
 
 
 

 

 
سرمقاله
مشاهده نسخه ویژه چاپ از "سرمقاله"

نویسنده : حمید رضا حضرتی(سر دبیر نشریه)  کد مطلب : 2328

همه مطالب سایت نشریات جوانه اندیشه شماره 51
همه مطالب سایت مطالب و مقالات علمی مطالب ارسالی دبیران و همکاران مجتمع

 

چه دروغ می‌گویی! به شگفت می‌مانم! چه فریب می‌سازی! چه کنم؟ نمی‌دانم!
 

 

در صورتیکه مایل هستید آخرین مطالب، اخبار، اطلاعیه ها، نمونه سوالات و نشریات مجتمع را از طریق ایمیل دریافت نمایید، در خبر نامه سایت مجتمع عضو شوید :

 

((چه دروغ می‌گویی! به شگفت می‌مانم!      چه فریب می‌سازی! چه کنم؟ نمی‌دانم!))

 در کتاب شازده کوچولو، بخشی به توصیف درختان بائوباب تخصیص داده شده است. شازده کوچولو از خلبانی که راوی داستان است می‌خواهد برایش نقاشی بره‌ای را بکشد تا با خود به سیاره‌اش ببرد. که علف‌ها را بخورد! بعد معلوم می‌شود خواسته‌ی شازده کوچولو، نبودن علف‌های هرز است نه وجود غذا برای بره! و دلیلش نگرانی از این جهت است که علف‌ها تبدیل به بائوباب شوند. راوی داستان برای شازده کوچولو توضیح می‌دهد که بائوباب علف نیست درخت است، درخت تنومندی که ابعادش از چندین فیل بیشتر می‌شود، اما شازده کوچولو با لحنی بدیهی و ساده می‌گوید که حتی تنومندترین درخت‌ها هم از یک گیاه کوچک شروع می‌شوند و خلبان متوجه می‌شود که نگرانی شازده کوچولو از این جهت است که در صورت غفلت از رشد علف‌های ناشناخته ممکن است درخت بائوبابی پا بگیرد که با دواندن ریشه‌هایش، کُل سیاره و در واقع دنیای او را متلاشی کند.


شاید بتوان گفت خط‌ها و ناراستی‌های ساده در شخصیت افراد، شبیه همین علف‌های ناشناخته است برای بچه‌ها و نوجوان‌ها معلوم نیست که چرا بعضی از آدم‌بزرگ‌ها در نهایت بد می‌شوند. از نظر بچه‌ها تشخیص بین خوب و بد بسیار ساده و بدیهی است. اگر در مواردی هم شبه‌ای وجود داشته باشد بچه‌ها حداقل یک فرد مطمئن در اطراف خودشان می‌شناسند که به سادگی جواب سؤال آن‌ها را خواهد داد. به بودن بعضی آدم بزرگ‌‌ها از دید بچه‌ها خیلی عجیب است. مگر آدم بزرگ‌ها نمی‌دانند دزدی و حق دیگران را پایمال کردن بد است؟ مگر نمی‌دانند ستم کردن و زور گفتن بد است؟ مگر نمی‌دانند صدمه زدن به خود و دیگران بد است؟ و مگر نمی‌دانند خوب بودن بهتر از بد بودن است؟ پس چرا بعضی آدم بزرگ‌ها همین چیزهای ساده را رعایت نمی‌کنند؟
موضوع این است که بدترین و کلی‌ترین معایب شخصیتی از غفلت‌های ساده‌ای که در ابتدا مثل جوانه‌ی درخت بائوباب هستند. جوانه‌ای که به سادگی و حتی توسط یک بره‌ی معصوم می‌تواند از ریشه کنده شود. البته قدرت تشخیص هم لازم است. چرا که بره‌ای که جوانه‌ی هر علفی را می‌خورد ممکن است گل سرخ او را نیز که در تمام دنیا فقط همان یکی است بچرد بدون آن‌که متوجه باشد چه کار کرده است. پس این بره یک ریسمان می‌خواهد.
صفت‌ها و ویژگی‌های شخصیتی خوب به طور جالب و عجیبی به هم وابسته هستند. فقط کافی است یکی از آن‌ها را انتخاب کنیم و البته باید به شدت خودمان را به آن پایبند بدانیم تا بقیه‌ی محاسن به

دنبال آن یکی، به سراغ ما بیایند.


مثلا فقط کافی است که ما شجاع باشیم. در این صورت هیچگاه دروغ نخواهیم گفت و پنهان‌کاری نیز نخواهیم کرد. پنهان‌کاری یعنی این‌که کاری انجام بدهیم که نخواهیم دیگران از آن خبر داشته باشند. اگر کمی دقت کنیم معلوم می‌شود، از این‌که دیگران متوجه آن رفتار پنهانی ما بشوند ترس داریم. ترس چیزی است که برای شخصیت ما خوب نیست!
یک توصیه‌ی ساده‌تر می‌تواند اجتناب از دروغ‌گویی باشد. همین که تصمیم بگیریم هیچگاه دروغ نگوییم نیز کافی است تا دیگر صفت‌های خوب به دنبال راستگویی سراغ ما بیایند. از منظر دیگری می‌توان گفت این ویژگی‌های شخصیتی، به نوعی سرمایه نیز محسوب می‌شوند. اگر ما در بین اطرافیان به صفت راستگویی شناخته شویم دارای سرمایه‌ی عظیمی خواهیم بود که نمی‌توان با هیچ ارزش مادی آن را قیاس کرد و این کاری شدنی است که البته نیاز به مراقبت همیشگی و دائمی دارد.
در شماره‌ی قبل جوانه اندیشه، اشعاری به نام یکی از دانش‌آموزان چاپ شده که متاسفانه اشتباه ناشی از اعتماد واحد نشریه به او بود. از این بابت از مخاطبین محترم طلب پوزش می‌نماییم.

 

کد مطلب :J510001

 

 

جوانه اندیشه - نشریه دانش آموزان مجتمع فرهنگی آموزشی علامه طباطبایی روزنامه دیواری الف - ویژه دانش آموزان مجتمع فرهنگی - آموزشی علامه طباطبایی رهاورد - نشریه همکاران ما در مجتمع فرهنگی آموزشی علامه طباطبایی اندشه خانواده - ویژه اولیای دانش آموزان مجتمع فرهنگی - آموزشی علامه طباطبایی

 

مطالب مرتبط
  ** ندارد. **