مجتمع فرهنگی آموزشی علامه طباطبایی

 

    

مجتمع فرهنگی آموزشی علامه طباطبایی

سرمقاله

نشریات : جوانه اندیشه : شماره 34

  جستجوی پیشرفته

مجتمع فرهنگی آموزشی علامه طباطبایی

 
 
 

     سرمقاله

صفحه اول تماس  
 
         
 
مجتمع فرهنگی آموزشی علامه طباطبایی

 

   

  

در صورتیکه مایل هستید بصورت دوره ای اخبار، اطلاعیه ها، نمونه سوالات جدید، مطالب و مقالات علمی به email شما ارسال شود، مشخصات خود را وارد نمایید تا در سیستم خبرنامه مجتمع عضو شوید :

نام :
نام خانوادگی :
پست الکترونیک :

 

 

 

جستجوهای دیگران :

 دبیرستان | علامه | طباطبایی | دانش آموز | مدرسه | دانشگاه | کنکور | دانش آموزان | سوال | نمونه سوال | مقاله | علمی | آموزشی | راهنمایی | سوالات امتحانات نهایی | موفقیت | نتیجه کنکور سراسریجستجوی پیشرفته با استفاده از Google

 

 

 
سرمقاله
  کد مطلب : 2017

 

مشاهده نسخه ویژه چاپ از "سرمقاله"

نور نابت نوش بادا ای دهان سبزبستان
من چه بی‌برگم که عمری در تمنای دهانم  

 

عضویت در خبرنامه و دریافت مطالب سایت به صورت ایمیل

نور نابت نوش بادا ای دهان سبزبستان
من چه بی‌برگم که عمری در تمنای دهانم                

 

ادوار و اطوار سیر، سر و سودای جوانه ی اندیشه را به دستان گرم تابستان سپرد و ذکر و ورد ما، روز و شب، در به دست گرفتن زودهنگام آن و عاجلانه در کام طبع و نشر ریختن و بر هاضمه ی دانش آموزان هدفمند نشاندنش، گویی جهد بی توفیق بود، چون وقت آن شیرین قلندر، آن حروف چینِ پر چین و شکن نشریه، چنان در ثبت و ضبط نام های نام آورانِ نوباوه ی تازه وارد، مشغول و مستور بود و چنان وی را در خویشتنِ خویش غرق کرده بود که دَمی، کوچک ترین نَمی و شعفی بر حلقِ حلقه ی قلم زنانِ نشریه نبخشید.

 

داستان در پرده می گویم ولی
                                 گفته خواهد شد، به دستان نیز هم

 

اما آفتابان مجتمع علامه، هرگز نور و سایه را از قلم به دستان نشریه نربودند و نستاندند و ابر عنایت و درایت خود را بر آن خاکیان و فرشیان، سراسر ریزاندند و آداب و ترتیبی نجسته، نشریه ها را یک به یک، به دست و پنجه ی ارباب چاپ و نشر سپردند تا مدت تأخیر مثنوی به درازا نکشد و خونِ دست نوشته ها، بی بیم، به شیرِ درمان گر درآید و ذهن و ضمیرِ جوانانِ جوانه
جوانه ی اندیشه جو را متبرّک و معطّر سازند؛ گفت:

 

یار با ماست چه حاجت که زیادت طلبیم

دولت صحبت آن مونسِ جان ما را بس

به عزم مرحله ی عشق پیش نه قدمی

که سودها کنی ار این سفر توانی کرد

جمال یار ندارد غبار و پرده ولی

غبار ره بنشان تا نظر توانی کرد

بیا که چاره ی ذوقِ حضور و نظم امور

به فیض بخشیِ اهل نظر توانی کرد

 

دوستانِ وصال، اعضای هیأت مؤسس که در همین ایام، طعمِ شیرینِ هجوم بیش از 3000 داوطلب را برای ثبت نام، در کام دارند و میوه ی صبر و درایت خود را مزه مزه می کنند براین باورند که:

 

این همه شهد و شکر کز سخنم می ریزد
                        اجر صبری است کز آن شاخ نباتم دادند

 

رنج افزون می کشند تا درهای سر به مهرِ نشریه را نرم نرمک بگشایند و جوانه ی اندیشه را هر ماه با زیور نیکو به چاپ بسپارند تا ذهن و ضمیر خوانندگان، با دست نوشته های خودشان ملبّس به لباس چاپ و نشر در دستان شان جای گیرد.

 

نیک می دانیم که یکی از مهم ترین فونکسیون های نشریه، تبدیلِ فرهنگ شفاهی به فرهنگ کتبی است، فرهنگ شفاهی، ماندگار نیست یا دست کم ماندگاری اش کم دوام و زودگذر خواهد بود. فرهنگ با کتابت و صناعت یا نوشتن و در قالب هنر آوردن و تضادها را نیکو بر آفتاب افکندن، در بند زمان و مکان می ماند، فرهنگ چون درختی است که اگر شاخه ای از آن بریده شود آن شاخه شاید جوانه نزند اما شاخه های دیگر جوانه خواهد زد. در تاریخ می بینیم که وقتی شعر و موسیقی به پستو می رود یکی از اعضای دیگر آن خانواده، مینیاتور از مناره های مساجد سر بر می کشد.

 

درختِ فرهنگ، در خاکِ آزادی و خلاقیت ریشه دارد به عبارتی دقیق تر در ذهنِ آدمی ریشه دارد؛ بدواً در ذهن آدمی می شکفد و پرورده می شود. اذهانمان را با مطالعه کردن باید از آفت زدگی و پوسیدن و پوکیدن نجات داد، فرهنگِ بشری، فرهنگِ شفاهی نیست، کتبی است و از راه کتابت می فهمیم که ساسانیان، تیموریان، زندیه، صفویه و قاجاریه چه معجونی بودند؟!

 

فرهنگ، درختی است که رگ و ریشه و پی دارد. برای درخت، ریشه، الزامی است، درختِ بی ریشه هر چند راست قامت باشد امابه واقع افتاده است. داستان حضرت سلیمان یادمان هست که سال ها مُرده بود و به عصایی تکیه کرده بود که موریانه ها، روزگارانِ طولانی آن عصا را می جویدند و می خوردند، دیگر آن عظمت و جبروت در کار نبود حتی هدهد آن پیک نامورِ ایشان هم فرار کرده بود و پس از جویدن موریانه جز پوسیدن و پوکیدن عصا چیزی نمانده بود و وقتی فهمیدند که عصا و حضرت سلیمان فرو ریختند فهمیدند که جسد متجسّد، دیگر نفسی ندارد؛ فرهنگ، روح جامعه است؛ فرهنگ از علم و دین تغذیه می کند و با کتابت و صناعت جاودان می گردد و نشریه ها چه خوب رسالتی را ایفا می کنند در دمیدنِ روح و طراوت بخشیدن به آن دو و سوقِ جامعه به سمت جاودانگی.

 

 

سردبیر

 

 

این مطلب در این بخش(ها) ثبت شده است :
همه مطالب سایت نشریات جوانه اندیشه شماره 34

 

 

 

 

  دسترسی به بخش های مختلف وب سایت مجتمع فرهنگی آموزشی علامه طباطبایی  
 
مجتمع و موسسه

موفقیت ها و افتخارات

دبیرستان های پسرانه علامه طباطبایی

مدارس راهنمایی پسرانه علامه طباطبایی

نمونه سوالات امتحانی

مدیران و مسئولان

پژوهش

مقالات و مطالب علمی

نشریات

سایر بخش های سایت

 

 

 

 

در صورتیکه مایل هستید آخرین مطالب، اخبار، اطلاعیه ها، نمونه سوالات و نشریات مجتمع را از طریق ایمیل دریافت نمایید، در خبر نامه سایت مجتمع عضو شوید :