|
یا مقل بالقلوب و الابصار یامدبرالیل و النهار
سلام
سال نو مبارک، سال نو؟... !

شاید بپرسی چرا الان؟ یه چند وقتی میشه که از عید گذشته، پس چرا الان تبریک میگی. میدونی چرا؟ چون زمانیکه این مطالب رو می نوشتم اواسط عید بود و من توی مدرسه بودم. آره، ایام عید توی مدرسه! چون اینجا عید رنگ و بوی دیگه ای داره. برعکس همه جا که تا ظهر خوابن و بعد یا پای تلویزیون نشستن یا در حال رفتن به عید دیدنی هستن، ما اینجا سفره ی هفت سینمونو از یک هفته مونده به عید پهن کردیم و مقدمات یه عید باشکوه درسی رو فراهم کردیم. درسته، یه اردوی نوروزی مطالعاتی در مرکز پیش دانشگاهی علامه طباطبایی واحد آبشناسان یک.
ماجرا از این قراره که طبق یه سنت خوب چند ساله، بچه های پیش دانشگاهی از روز 26 اسفند به مدرسه میان و طبق گروه بندی 5 الی 7 نفری که توسط مشاورای زحمتکش مجموعه و معاونای اجرایی زیرنظر مدیریت محترم و دلسوز این مرکز انجام گرفته، داخل اتاقها و کتابخانه مستقر میشند و براساس برنامه ساعتی ارایه شده به مطالعه می پردازند و در صورت برخورد با اشکالات درسی به کارشناسای عزیزی که از دانش آموزان ممتاز سال گذشته و دانشجویان برتر امسال هستند مراجعه نموده و اشکالات خود را رفع میکنند .
تو این اردوی حدودا دوازده روزه هیچکس اجباری نمی آد و باید بدونید با وجود اینکه فقط روزای اول، هفتم، دوازدهم و سیزدهم عید تعطیل هستن و مابقی روزها باید از 7 صبح الی 30 / 20 در مدرسه باشن، حدود 97 درصد دانش آموزا با علاقه ی تمام به این اردوی مطالعاتی می آن و از این زمان و امکاناتی که در اختیارشون قرار گرفته استفاده ی کافی و لازم رو می برن و آینده ی روشنی رو برای خودشون رقم می زنند .
تو این مدت اتفاقات جالبی هم می افته یعنی فقط درس نیست بلکه در زمان استراحت به بازی هم می پردازن و یکی از بازیهای پرطرفدار این دوره وسطی بود که اکثر بچه ها تو اون شرکت میکردن و لذت می بردن و این لذت با پخش موسیقی های شاد و مناسب دو بیشتر می شد، از نکات خوب دیگه ی این اردو کمک درسی به دوستان ضعیفتر بود، بچه های قویتر اونا رو تو درسها کمک میکردن تا اونا هم همپا و همسطح دیگرون حرکت کنن.
البته چند کلاس فوق العاده ی اختیاری هم برگزار شد، مثل شیمی و هندسه [با تدریس دبیر محبوب بچه ها آقای محبی].
اما از زمان پذیرایی و ایستگاه شکم براتون بگم که هر روز با ورود به مدرسه پذیرایی شروع می شد و تا شب به علاوه ناهار و صبحانه 5 میان وعده هم داده میشد و بچه ها به قول خودشون حسابی میخوردن تازه بعضیها باز هم با خودشون خوراکی می آوردن و بیشتر اردوی خوراکی اجرا میکردند تا مطالعاتی (شوخی کردم!)
اما از صحنه های جالب دیگه لحظاتی بود که بعضی از بچه ها (انگشت شمار) به چرت زدن می افتادن و باعث خنده ی دیگران می شدن و یا در نظر بگیرید وقتیکه همه جا سکوت بود یک دفعه صدای خروپوف یکی از بچه های تپل و دوست داشتنی رو میشنیدید که برای چند لحظه به خواب رفته بود .
خب بگذریم، من فقط میخواستم همراه عکسها توضیح مختصری هم از اردوی مطالعاتی در نوروز 1387 بدهم و بگم که اینجا هم عیده، اینجا هم نوروزه اما با حال و هوای بهاری و زیبای دیگری، بهاری که آینده ی دانش آموزان رو رقم می زنه و هر کس که در این دوران مطالعه کرده و از اون بهره برده بهترین عیدی رو گرفته!
در پایان لازم میبینم که از تمامی مسوولان، مراقبا، مشاوران و نیروهای زحمتکش خدمات و آشپزخونه که تو این ایام پا به پای بچه ها بودن تشکر کنم و چون اسامی اونا اینجا جا نمیشه به نیابت از همه ی بزرگواران تنها به نام آقایان جهاندیده و سلیمی مدیرای مجتمع و پیش دانشگاهی اکتفا کنم. انشاء ا... که تمام زحمات مسوولای عزیز با قبولی دانش آموزان در رشته های برتر دانشگاه های درجه اول کشور مثمر ثمر واقع بشه.
کد مطلب: J48056
|